شیطنت های شیرین

عزیزای دل من از وقتی سه ماهه شدید خدا رو شکر خیلی آرومتر و شیرین تر هستید. همه جا رو با دقت نگاه میکنید و صداهای مختلفی از خودتون در میارید.پارمیس جونم تو بیشتر جیغ میزنی و صداهایی مثل aaaagh یا a یا e یا he از خودت در میاری،مخصوصا وقتی که با آقای مار بازی میکنی یا زل میزنی به آقای لامپ.آخه خیلی عاشق لامپی و چشم ازش برنمیداری.من و بابا هم به این نتیجه رسیدیم که در آینده با هم ازدواج کنید
الهی فدای عروس خوشمل خودم بشم
آقا پرهام هم که نگو فقط عاشق لباسای مامان بزرگ هاش هست.همش زل میزنی به گل پیراهن یا شلوار مامان مهتاب یا مامان مینا و کلی باهاشون حرف میزنی.حرفتم طولانی اما فقط یک کلمه استowww یا hooo
قربونت برم از همین حالا نشون میدی که حرف مرد فقط یک کلامه و السلام.





اولین باری که پارمیس خانوم نون میخواسته

پارمیس خانم 3 ماه و 13 روزه بوده که دمر افتاده


پرهام جان در حال هووو گفتن و خندیدن

در حال تماشای تلویزیون

یه روز خوب در سیاحتگاه تخت جمشید همراه مامان مینا و زندایی جون

یه روز خوب در روستای کوه سبز





شیطنت های شیرین
